شهرستان سنندج
شهرستان سنندج (به کردی: سنه، Sine) یکی از شهرستانهای استان کردستان در غرب ایران است. مرکز این شهرستان شهر سنندج است. این شهرستان در مرکز استان قرار گرفته و غیر از شهرستانهای سقز، بیجار و بانه، با بقیه شهرستانهای استان مرز مشترک دارد. جمعیت این شهرستان بر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵، برابر با ۴۰۹٬۶۲۸ نفر بودهاست.
تقسیمات کشوری
- بخش مرکزی شهرستان سنندج
- دهستان آبیدر
- دهستان آرندان
- دهستان حسین آباد جنوبی
- دهستان حومه (سنندج)
- دهستان ژاورود شرقی
- دهستان نران
- دهستان سراب قامیش
شهر: سنندج
- بخش کلاترزان
- دهستان ژاورود غربی
- دهستان کلاترزان
- دهستان نگل
شهر: شویشه
| استان | شهرستان | بخش | دهستان | آبادی | |||||
| کردستان | سنندج | مرکزی | آبیدر | ||||||
| کردستان | سنندج | مرکزی | آرندان | ||||||
| کردستان | سنندج | مرکزی | حسین آباد جنوبی | ||||||
| کردستان | سنندج | مرکزی | حومه | ||||||
| کردستان | سنندج | مرکزی | زاو رود شرقی | ||||||
| کردستان | سنندج | مرکزی | نران | ||||||
| کردستان | سنندج | مرکزی | سراب قامیش | ||||||
| کردستان | سنندج | کلاترزان | زاو رود غربی | ||||||
| کردستان | سنندج | کلاترزان | کلاترزان | ||||||
| کردستان | سنندج | کلاترزان | نگل | ||||||
سَنَندَج (به کردی: سنه، Sine)، دومین شهر بزرگ کرد نشین ایران، مرکز استان کردستان در غرب ایران است. نام سنندج دگرگون شدهٔ سنهدژ است و زبان مردم، کردی سورانی اردلانی است. سنندج در ارتفاع ۱۴۵۰ تا ۱۵۳۸ متری از سطح دریا و در منطقهٔ کوهستانی زاگرس واقع شده و آب و هوای سرد و نیمهخشک دارد. این شهر از سمت غرب به کوه آبیدر، از سمت شمال به کوه شیخ معروف، از سمت جنوب به کوه سراج الدین، محدود شدهاست و در منطقهای بهوسعت ۶/۳۶۸۸ هکتار گسترده شدهاست. [۸]. جمعیت این شهر بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵، برابر با ۴۱۷,۱۷۷ نفر است.[۹] گفتنی است سنندج به لحاظ موقعیت جغرافیایی و فعالیتهای شهرسازی عصر صفوی و قاجار، از بافت شهری سنتی با ارزشی برخوردار است که بناهای مسکونی و عامالمنفعه متعددی مانند حمام، مساجد و بازار در آن باقی مانده است.و دارای محدودهٔ بافت تاریخی فرهنگی با وسعتی معادل ۱۱۲ هکتار است در گذشته به جای شهر سنندج فعلی شهری به نام«سیر» وجود داشت که این کلمه در فارسی به معنای «سیسر» است. سنندج (سنه یا سنه دژ) که از شهرهای کهن و مقدس است به آیین مهر و زردشت در این بخش ایران باز میگردد. ارتباط این شهر و نواحی مجاور آن با اساطیر پهلوانی آریایی از اهمیت و قدمت این شهر حکایت میکند. شهر جدید سنندج در دوره صفوی و در روزگار شاهصفی در سال ۱۰۴۶ هجری قمری توسط سلیمانخان اردلان پایه گذاری شد. قبل از اسلام شهر در قدیم روی تپه بزرگی در کنار رودخانه قشلاق به نام «پیالکه توش نوذر» قرار داشته.شهر کهن «سنهدژ» در اثر زلزله و هجوم مغول ویران شد و تا زمان صفوی به صورت دهکدهای به حیات خود ادامه داد. مرکز حکومتی این شهر پس از ویرانی، به قلعه حسنآباد منتقل شد. قلعه حسنآباد که دژی ساسانی بود، نزدیک این شهر واقع بود و همواره به عنوان پادگانی برای حمایت از این شهر عمل میکرد. قلعه حسن آباد بر فراز تپه ای به ارتفاع ۴۰۰ متر در جنوب روستایی به نام حسن آباد قرار گرفتهاست. به گفتهٔ باستان شناسان در جنگهای ایران و روم از این منطقه به نام یکی از بزرگترین دژها و پایگاههای مبارزه برای ایرانیان بودهاست.این قلعه آثار دوران اشکانیان و ساسانیان میباشد و به نام مرکز حکومت غرب ایران کنونی بهره گیری میشدهاست. در نزدیکی قلعه حسن آبادگورستان عصر آهنی که بیشتر آثار عصر آهن ۲ و ۳ را که حدود ۱۲۰۰ تا ۸۰۰ قبل از میلاد است در بر دارد. آثار همراه اسکلتها قطعات آهنی و مفرغی و سفال نخودی و خاکستری که مشخصه این دورهاست میباشد.از جمله نکات قابل توجه فک بیشتر جمجمه جدا شده و سر یکی از اجساد در داخل ظرفی قرار داشت.اجساد شیوهٔ تدفین مشخصی ندارند و به همهٔ صورتها از جمله طاق باز و چمباتمهای (جنینی) گور سنگی و ساده و مرکب و تدفین ثانویه میباشند. بعد از اسلام سنندج مدت چهار قرن تحت حکومت حکام موروثی خاندان اردلان بود که نسبت خود را به ساسانیان میرسانیدند. خانواده اردلان، به جز یک وقفه کوتاه، در سراسر دوره صفوی قدرت را در دست داشتند. در دوره زندیان سنندج نیز به تسخیر حکومت زندیه در آمد. پس از یک دوره هرج و مرج و جنگ که به تخریب سنندج انجامید، «خسروخان اردلان» (مقلب به کبیر) در سالهای ۱۱۶۸ تا ۱۲۱۴ هجری قمری در سنندج مستقر شد. آقا محمد خان قاجار، به پاداش، حکومت سنقر(کلیایی) را به او داد. از سال ۱۲۱۴ تا ۱۲۴۰ هجری قمری «امانالله خان اردلان» (کبیر) پسر «خسروخان» در سنندج حکومت کرد که در این مدت اصلاحات زیادی برای آبادانی و عمران شهر سنندج به عمل آمد. امان الله خان کبیر، پسری به نام «خسروخان ناکام» (ناکام، چون جوان مرگ شد. تولد ۱۲۰۵، وفات ۱۲۴۰) داشت. او به خاطر توانایی اش در سواد و ادبیات، مشهور و زبانزد بود. پس از او در زمان پسرش «رضا قلی»، جنگ و منازعات میان خانواده اردلان گسترش پیدا کرد. برادر او «امان الله» (معروف به غلامشاه خان) در سال ۱۲۶۵ تا ۱۲۸۴ حکومت کرد که آخرین وارث حکومت اردلانها در کردستان بود. سنه پیش از سال ۱۰۴۶ هجری قمری روستای کوچکی بود که طا یفهای به نام زرین کفش درآنجا به زندگی میپرداختند. تاریخ نگاران نیای این خاندان را که به لهجهٔ کردی« کوش زرین» گفته میشود را به طوس نوذرپهلوان نامدار شاهنامه نسبت میدهند.زرین کفشها دارای کلوت (کلاه) و شلایی (پارچه ایی سیاه که به گونهای ویژه به دور کلاه پیچیده میشد) بودند و کفشهای گلابتون دوزی شده به پا میکردند که نشان شاهزادگی بوده، که به دلیل پوشیدن همین کفشها به زرین کفشها نامزد شدند. شهر سنندج تقریبآ در نیمهٔ اول قرن یازدهم بنا شدهاست و به همین دلیل، جغرافینویسان بعد از اسلام از این شهرذکری نکردهاند گرچه این شهر جدیدالبنیان است، اما چند گور بیش از نهصد ساله در قبرستان شیخان و وجود مدفن امامزاده پیرمحمد، و مدفن هاجر خاتون، در این شهر، همگی دلیل بر قدمت تاریخی آن است. شهر سنندج مقر طوایفی از کردهای اردلان، احمدزینل، قاریمرادی، قمرتوزهای، چهاردولی، خرات، دوم (گیوهکش)، سورسوری، شیخاسماعیل، قادر مریویسی، کوش زرین (کفش زرین)، گرگدای، گوران و هلاج (حلاج) بوده است.[۱] (محمد مردوخ کردستانی، تاریخ مردوخ، چاپخانه ارتش ۱۳۵۴، ج ۱، ص ۷۶ـ۱۱۶). در سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ شهر سنندج اهمیت خودرا در مقام حاکم نشین منطقه از دست می داد. با روی کار آمدن رضاشاه حکومت مرکزی توانست تا اندازه ای امنیت را در سر تا سر ایران تأمین نماید. در این زمان سنندج بخشی از استان پنجم (استان کرمانشاهان بود). از سال ۱۳۴۰ به بعد استان کرمانشاه تقسیم شد به استان کردستان و استان کرمانشاهان و سنندج به عنوان مرکز سیاسی و اداری استان کردستان، مهمترین و بزرگترین شهر استان جدید التاسیس کردستان بود. پس از انهدام قلعه حسن آباد، در سال ۱۰۴۶ هجری قمری در زمان حکومت شاه صفی، «سلیمانخان اردلان» پسر «تیمورخان اردلان» از بستگان مورد اعتماد شاه صفی به کردستان آمد، مرکز ایالت کردستان را از حسن آباد به سنندج انتقال داد و شهر سندج را در محل روستای سینه پی نهاد و دژ حکومتی را بر بالای تپهای به بلندای ۲۰ متر در کنار روستای سینه که امروزه به باشگاه افسران معروف است ساخت و در بیرون و پیرامون دژ، خانه، گرما به و بازار و مسجدی ساخت و یک رشته کاریز نیز در دشت «سرنوی» پی نهاد و آب آنرا به شهر و میان قلعه آورد. دژی را که «سلیمان خان» بنا نهاد «سنه دژ» نامید که بر اثر گذشت زمان و تلفظهای گوناگون به «سنه دج» و سپس «سنندج» دگرگون شد.بنای اصلی آن از زمان خسروخان اول تا امان الله خان اول طول کشید. «حسنعلی خان اردلان»، والی سنندج در سال ۱۱۱۶ هجری قمری درمیان قلعهٔ حکومتی چند تالار و عمارت بنیان میکند و سپس مسجد و مدرسهای بزرگ در شهر سندج بر پا میکند که دو منار بلند داشتهاست. این دو منار یک صد سال پا بر جا بود که در زمان «امان الله خان اردلان» والی کردستان که مردی سخت مذهبی و تندرو بود از جای در آمد و به جای آن مسجد و دو منار و باغی به نام فردوس ساخت.
«امان الله خان» قلعهٔ حکومتی را گسترش میدهد و تالاری بزرگ در آن میسازد و کف آنرا به گونهای نیمه شفاف مفروش میکند. سپس تالار دیگری میسازد و تصویر پادشاهان بزرگ جهان همچون ناپلئون، امپراتور فرانسه و الکساندر تزار روسیه و چند تصویر از جنگهای بزرگ و نامدار را بر دیوار نقاشی میکند. در دورهٔ رضاخان یادمانهای با ارزش دژ به دست «علی محمد بنی آدمی» ملقب به شریف الدوله از بین رفت.حوض مرمرینی که از سنگ یشم در دورهٔ «امان الله خان اردلان» ساخته شده و در دژ به کار رفته بود به تهران فرستاده شد و در کاخهای رضا خان به کار رفت.این دژ از نوع دژهای کاخهای حکومتی بود همچنین به دلیل اینکه در کوهستان ساخته شده بود به دژهای کوهستانی شبیه بود.این بنا که به دورهٔ صفوی باز میگردد دارای ویژگیهای شیوهٔ اصفهانی میباشد. برای حفاظت از قلعهٔ حکومتی و منازل خوانین و حکام، دیواری بر گرد قلعه کشیده شد و ۴ دروازه به نامهای قلعه چوارلان (رو به غرب)، سرتپوله (رو به شمال)، عبد العظیم (رو به قبله) آقا رحیم (رو به شرق) ساخته شد. این دیوار به همراه ۴ دروازه محلهٔ میان قلعه را تشکیل میداد.
همچنین در این شهر میدان ی به نام میان اقبال است.روستای بسیار بزرگ و دلنشینی به نام کرجو هم در مناطق اطراف آن واقع شده است یکی دیگر از این مناطق هم بیساران نام دارد که بسی زیبا و دل انگیز است.
شهر سنندج، مرکز استان کردستان با مساحت ۶/۳۶۸۸ هکتار در غرب ایران و در بخش جنوبی استان کردستان قرار دارد. مختصات جغرافیایی سنندج در موقعیت ۱۴ درجه و ۳۵ دقیقه عرض شمالی و ۴۶ درجه طول شرقی از نصف النهار گرینویقرار دارد و ارتفاع آن از سطح دریا بین ۱۴۵۰ تا ۱۵۳۸ متر در نقاط مختلف شهر متغیر است.
شهر سنندج از نظر طبیعی محصور بین تپههایی در یک جام فضائی قرار گرفتهاست به طوریکه کوهها و تپههای (آبیدر، کوچکه رش و توش نوذر) که ادامه سلسله جبال زاگرس هستند در اطراف این شهر کشیده شدهاند . و در پارهای از نقاط از جمله جنوب غربی و شمال شرقی رشد و گسترش شهر را محدود کردهاند. بخشهای زیادی از شهر سنندج بر روی تپههایی واقع شده.وضعیت توپوگرافی شهر و کوههای اطراف آن باعث گردیدهاست که شهر به صورت طبیعی در یک دره نسبتاً مسطح محصور گردد و قطعاً شکل گیری در جهات دیگری گسترش پیدا کردهاست و همچنین شکل گیری شبکه معابر و خیابانهای اصلی و فرعی، کوچهها و محلات بر حسب شیب زمین بوده و حتی بیشتر قسمتهای شهر، ساختمانها به صورت پله بندی و تراس بندی استقرار یافته و غیر از محلات نو ساز (چون اکثر شهرکهای تازه ساخت اطراف شهر) اغلب کوچهها باریک و پر پیچ و خم و پلهای میباشند. رود قشلاق به طول ۹۵ کیلومتر از سه کیلومتری مشرق سنندج عبور میکند.امروزه حجم آب دهی رود قشلاق به دلیل گسترش و توسعه فیزیکی شهر و کمبود نزولات جوی به شدت پایین آمدهاست. از کوههای سنندج میتوان به کوه آبیدر، کوچسار، شیخ معروف، مسجد میرزا، ملاکاوو، چرخ لان و سراج الدین اشاره کرد. فاصله شهر سنندج تا تهران ۵۱۲ کیلومتر میباشد همچنین از طریق مریوان ۱۴۰ کیلومتر با خط مرزی نیز فاصله دارد .
باغ سازی در کردستان به دلیل علاقه مندی والیان کردستان به سبک معماری ایرانی و باغ سازی ایران، رونق و گسترش یافت. از چندین چهار باغ، اکنون فقط نام برخی از آنها در کردستان باقی ماندهاستبرخی از باغهای این شهر عبارت است از باغ امیریه، باغ امانیه و چهارباغ خسروآباد که یکی از زیباترین چهار باغهایی که در ایران پس از چهار باغ اصفهان ساخته شد بود .این باغ که دقیقاً به وسیله چهار خیابان به چهار قسمت تقسیم شده بود، تا حدود سال ۱۳۴۵ نیز موجود بود، اما شهر سازی جدید موجب شد تا به جای آن خانههایی که اکنون پیرامون این عمارت وجود دارند، احداث شوند. جز درختان پیرامون عمارت و جوی آب مرکزی، دیگر عناصر چهار باغ از بین رفته و بسیاری از درختان و حوضچهها نابود شدهاند.
از دیگر جاذبههای سنندج میتوان به بازار سنندج، بازار سرتپوله، پل قشلاق، سد وحدت، ساختمان شهرداری، موزه سنندج و موزه تاریخ طبیعی اشاره کرد.
لباس مردها شامل نیمتنهای به نام چوخه که از جنس پشم یا کتان است و شلواری گشاد بهنام رانک که مچپای آن تنگ است.سورانی که نوعی آستین شل و دراز است که دارای شکل مثلثی بوده و بر روی مچ و دست بسته می شود.شال که به آن «پشت ون» و «پشت ینه» نیز گفته می شود، ۳ تا ۱۰ متر طول دارد که در ناحیه کمر بر روی لباسها بسته می شود. دستار یا «کلاقاه» نیز به بعنوان کلاه بر سر مردان کاربرد دارد.لباس دیگری نیز بهنام مَلَکی دارند که شامل نیمتنهای بدون یقه است و از پایین تا بالا با دکمه بسته میشود.
لباس زنان شامل پیراهن بلند (بدون پولک یا با پولک)، جافی، شلواری است همانند شلوار مردان که توسط زنان کرد مخصوصا در روستاها در هنگام کار پوشیده می شود، در مراسم عروسی زنان شلوارهای گشادی می پوشند که از ابریشم ساخته شده و براق است. قبای بلندی که بر روی لباسهای بلند پوشیده میشود که به آن «کولنجه» میگویند که ساخته شده از مخمل یا ابریشم ضخیم است و روسری، که دارای رشتههای بلند سیاه و سفید ابریشمی است و روی آنرا زر دوزی می کنند.لباس زنهای سنندجی برخلاف لباس سایر مناطق کردستان، فاقد شال است.
با سلام: