شخصیت
شخصیت
تهیه وتنظیم:
الفت رستمی دانشجوی کارشناسی رشته مشاوره مرکز تربیت معلم سنندج
شخصیت را می توان اساسی ترین موضوع علم روان شناسی دانست.زیرامحوراساسی بحث در زمینه هایی
مانند یادگیری –انگیزه –ادراک –تفکر –عواطف واحساسات -هوش ومواردی ازاین قبیل می باشد.به عبارتی
موضوع شخصیت مانند دیگی است که تمام موادومخلفات روان شناسی در آن پخته می شود.
تعریف – لغت شخصیت درزبان لاتین پرسونالیتی که ازریشه پرسونا به معنای نقاب یا ماسکی گفته می شود که بازیگران تئاتردریونان قدیم به صورت خودمی زدند بنابراین مفهوم اصلی و اولیه شخصیت تصویری صوری واجتماعی است.وبراساس نقشی که فرددرجامعه بازی می کند ترسیم می شود.یعنی درواقع فردبه اجتماع خود شخصیتی ارائه می دهد که جامعه براساس آن اوراارزیابی می نماید.
((شخصیت عبارت است ازمجموعه ای سازمان یافته وواحدی متشکل ازخصوصیات نسبتا ثابت ومداوم که برروی هم یک فردرا ازفردیاافراددیگر متمایز مینماید))
مولوی می فرماید:
هرکسی ازظن خودشدیار من ازدرون من نجست اسرار من
درشکل گیری شخصیت دوعامل کلی نقش دارند:
1.عوامل زیستی شخصیت
2.عوامل اجتماعی شخصیت
عوامل زیستی شخصیت آنهایی هستند که ژنتیکی وازطریق ارث به انسانها میرسند.مهمترین این عوامل عبارتند از :
الف) جنس – تفاوت مربوط به جنس ازجهات اعمال حسی حرکتی، اعمال ذهنی، عواطف نگرشها ورغبتها ،
وتفسیر اعمال مردان وزنان می باشد.
ب)سن – ساخت شخصیت هرفرد به همراه افزایش سن او تغییر میابد.
ج)عوامل عصبی – غددی – درشکل گیری هرفرد نقش غدد درون ریز که عملکرد آنها رادستگاه عصبی مرکزی هماهنگ می کند ، ازاهمیت خاصی برخوردار است.
عوامل اجتماعی شخصیت ازعناصر ی مانند محیط خانواده – گروهی که خانواده به آن تعلق دارد و فرهنگی که گروه به آن وابسته است. شکل می پذیرد.وشامل دو دوره ی زیر می باشد.
الف )-تعلیم وتربیت
ب) – نقش اولین سالهای زندگی
ساخت شخصیت:
ازدیدگاه فروید روان یا شخصیت انسان به مثابه تکه یخ قطبی بزرگی است که فقط قسمت کوچکی ازآن آشکار است که قسمت بیرونی سطح آگاهی را تشکیل می دهد وبخش عمده دیگر آن زیر آب است که ناخود آگاه را تشکیل می دهد.که تعیین کننده اصلی رفتارهای بشر عوامل نا خود آگاه اوست که از سه عنصر نهاد – خود –وفراخود تشکیل شده است ازنظرفروید رفتاریاروان ویا شخصیت انسان همیشه محصول ارتباط متقابل تعاملی ویاتعارض این سه ازعوامل است.
نهاد – بخشی ازدستگاه روانی است که ازابتدای تولد به شکل ارثی درانسان موجود است.نهاد ازاصل لذت
پیروی می کند وشامل تمام انگیزه های خام وشکل نیافته حیوانی مانند غریزه جنسی و پرخاشگری که هیچ قانونی را نمی شناسد است.
خود – خودضمن آنکه تصمیم می گیرد چه اعمالی باید انجام شوند نوع خواسته وغرایزی راهم که باید ارضاشوند ویااز ارضای آن بایدجلوگیری کردراتعیین می کند.درحقیقت خودقاضی واقع بینی است که بین
تمایلات نهادوامکانات محیطی برای برآوردن آنها قضاوت می کند.
فراخود – بخش اخلاقی شخصیت انسان است که ازدوقسمت وجدان وخودایده آل تشکیل می شود.وجدان بر اساس رفتاری که خانواده آن را ناپسند می داند وشخص رابه خاطر آن تنبیه می کند شکل می گیرد.خودایده آل افکاروعواطفی راشامل می شود که مورد پذیرش خانواده است.
کودک به وسیله مکانیسم یاتشکیلاتی به نام مکانیسم درون فکنی این ارزشهارادردرون خود پی ریزی می کند
یعنی معیارهای اخلاقی اولیاءخودرادرون فکنی می کند.درصورتی که خلافی ازشخص سربزند وجدان اوراتنبیه می کندواگردست به عمل پسندیده ای بزندخودایده آل به اواحساس غروروسربلندی می دهد.
به نظر فرویددرکودک چهارمرحله روانی – جنسی وجوددارد که شخصیت اوراتشکیل می دهدکه این مراحل
عبارتندازمرحله دهانی، مقعدی ، فالیک ، ومرحله جنسی
روشهای ارزشیابی شخصیت:
الف) – روشهای روان سنجی: شامل دودسته 1. پرسشنامه 2.آزمون عینی شخصیت
روشهای روان سنجی به کاربردن آزمونهایی گفته می شود که اعتبار ،حساسیت وروایی دارند.
ب) – روشهای فرافکن: شامل سه دسته.
1.آزمون لکه مرکب رورشاخ 2.آزمون اندریافت موضوع (تی ای تی )
3. آزمون تداعی کلمات یونگ.
ج) – روشهای ارزشیابی شخصیت بالینی: که شامل مصاحبه ،روان کاوی ، ودارودرمانی است .که هدف این است که فرد را به شیوه ای خاص مورد مشاهده قرار دهد وانگیزه ها وسایر جنبه های شخصیتی اورا در نظر بگیردتامعنای رفتارهای اورا بداند وبه علل آنها پی ببرد.
حالا دوسوال پیش می آید:
1.چه مقدار ازشخصیت ارثی است وبه فطرت انسان مربوط می شود وچه مقدار آن به محیط وفرهنگ اوارتباط دارد؟
درزمان معاصراغلب روان شناسان ومطالعه کنندگان شخصیت به ارتباط متقابل ودائمی هردوعامل فطرت ومحیط ،اهمیت
می دهند ولی میزان تکیه بریکی ازاین دو عامل در تئوریهای گوناگون متفاوت است.
۲.آیاشخصیت هرکس ثابت است یامی تواند تغییر کند؟
اغلب تئورسین ها ی شخصیت به طورکلی ونسبی به ثبات وتغییر پذیری خصوصیات انسان اعتقاددارند بعضی ازآنها وازجمله
فروید معتقد است که ساختمان شخصیت انسان ازهمان اوایل زندگی(5و6 سالگی) به طور اساسی وزیربنایی شکل می گیرد هرگونه تغییرات پس ازآن جزیی وتکراری ازساختمان اولیه شخصیت است.برعکس عقیده های دیگرازجمله اریکسون روبرو
می شویم که معتقد است شخصیت پدیده ای است متغییر وبطوردائم درحال تغییرات اساسی است.ومی گوید درهر مرحله ازرشد
براساس نحوه زندگی وبحران هایی که رخ می دهد جهت شخصیت به نحو چشمگیری تغییر می نماید.
ته لازم به ذکراست که قسمت مربوط به تیپهای شخصیتی توسط همکاردیگربررسی می شود.وبدین ترتیب چکیده ای از مواردی دررابطه باشخصیت مورد تحقیق انجام گرفت.












با سلام: